وبلاگم بهترین هديه تولدم
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

الا بذكرالله تطمئن القلوب

ان الله مع الصابرين

سلام. من دختري هستم كه وارده سي سالگي شدم و مجرد هستم و همه ي زندگيم خونوادم هستند.به تازگی شاغل شدم و کارمو دوست دارم و هر چی تو زندگیم دارم از لطف خدا و دعای خیر پدر و مادرمه.
اينجا روزانه هامو مينويسم.هميشه از دوستانه جديد استقبال ميكنم به شرطي كه يه شناختي ازشون پيدا كنم و از صداقتشون مطمئن شم رمز ميدم بهشون.

اين پست ثابته و مطالب جديد زيره اين پست مياد.

[ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ] [ 0:19 قبل از ظهر ] [ فندقي ]
[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 9:54 قبل از ظهر ] [ فندقي ]
از خیلی از دوستان مدتهاست خبری نیست مثل نیکا و نازی و سرگردان و سپی خانوم و آقا هوشنگ ....

من همیش به یادشونم و دلتنگشون امیدوارم سرگرم اتفاقات خوب باشن.

 

                  شب جمعست برای شادی روح عزیزانمون یه فاتحه بفرستیم

بفرمایید ادامه مطلب. با عجله و سرکار نوشتم


ادامه مطلب
[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 12:19 بعد از ظهر ] [ فندقي ]
[ پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 ] [ 9:40 بعد از ظهر ] [ فندقي ]
سلام. من برگشتم خیلی خوش گذشت جاتون خالی. ولی رفتنی و بر گشتنی خیلی اذیت شدیم.

دیشب 1 رسیدیم و صبحم اومدم سره کار.

عیدتون مبارک. امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه.

بعداً میام مفصل مینویسم. یادتون باشه عاشقتونم

[ یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 ] [ 10:33 قبل از ظهر ] [ فندقي ]

سلام دوستای گلم. حالتون خوبه؟ چقدر هوا گرمه. امروز که تا غروب بیرون بودم بازم هوا دم داشت قربون حکمت خدا برم وقتای دیگه غروبا یه کم خنک تره ولی الان که ماه رمضونه 8 غروب مثل ظهر تابستون گرم بود.

 


ادامه مطلب
[ شنبه چهارم مرداد 1393 ] [ 11:12 بعد از ظهر ] [ فندقي ]
دیشب سحر خواب موندم همون یه لیوان آب رو هم نخوردم

بعد خواهری رو هم آب ندادم بخوره امروزم یه عالمه کار اداری داشت باید میرفت بیرون از محل کارش. الان عذاب وجدان دارم.

خدایا شکرت بابت آرامشی که دارم تو محل کار و خونه.

برنامه شبهای رمضان رو میبینید؟ بیاید هر کدوممون هر چقدر کم هم که میتونیم به نیازمندای واقعی کمک کنیم. یه خانومه بود درآمد روزانه اش از صاف کردن میخ روزی 750 تک تومن بود. یه پسرم داشت.خانومه میگفت نون خالی میخوریم. از خونشون نگم که ............... دلم خون شده. ما تو چه فکری هستیم و مردم دغدغه نون شب دارن.

 

[ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ] [ 1:41 بعد از ظهر ] [ فندقي ]
سلام. حالتون خوبه؟ مطمعنم همتون حال روحی خوبی دارید. تو شبای قدر هممون حتی اگه بیدار نمونیم تو دلمون دعا میکنیم و با خدا حرف میزنیم و طلب بخشش میکنیم و آرزوهامونو میگیم و به شب قدر فکر میکنیم. همین باعث میشه حالمون خوب شه و احساس سبکی کنیم. من که اینجوریم.
ادامه مطلب بدون رمز


ادامه مطلب
[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 9:31 بعد از ظهر ] [ فندقي ]
یه عالمه نوشته بودم پریددددددددددددددددددد

علی الحساب اینو داشته باشید. اوضاع آرومه و همه چی عالیه.

امشب برام دعا کنید. خیلی دوستون دارم خیلیااااااااااااااااااااا

دلم یه افطاری میخواد در جمع دوستان. شمام امتحان کنید عالیه میشه یه خاطره خوب

[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 12:14 بعد از ظهر ] [ فندقي ]
[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ 11:30 قبل از ظهر ] [ فندقي ]
[ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ] [ 11:16 قبل از ظهر ] [ فندقي ]

 

یک مشکل بزرگ برای من و خانوادم پیش اومده. برامون خیلی دعا کنید.
اگر یک درصد احتمال میدادم حق با ما نیست ازتون نمیخواستم دعا کنید.

[ یکشنبه پانزدهم تیر 1393 ] [ 12:3 بعد از ظهر ] [ فندقي ]
[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 9:28 بعد از ظهر ] [ فندقي ]

امروز تولد خواهرمه شاید هیچوقت اینجارو نخونه ولی میخوام بهش بگم خواهر مهربونم که همیشه مواظب و دلنگرونمی تولدت مبارک.شاید هیچوقت بهت نگم ولی خیلی دوست دارم و با تموم گیر دادنات و ایراد گرفتنات عاشقتم چون میدونم از سر محبته.

محض اطلاع دوستان اول تیر تولد منه و دوم تیر تولد خواهرمه که از من دو سال بزرگتره.

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 9:3 قبل از ظهر ] [ فندقي ]

امروز تولدم بود. مامانم میگه وقتی بردنش تو بخش صدای اذان صبح میومده.من خودمو تیری میدونم.دختر تابستون. خیلی فکر کردم به خودم و زندگیم و به این نتیجه رسیدم که خیلی خوشبختم به خاطر سلامتیم به خاطر خانوادم به خاطر کارم و دوستای خوبم که بهم کلی اس دادن و خوشحالم کردن.

تو بلاگفا نیکای عزیزم و یه دوست ناشناس به نام سرگردان تولدمو تبریک گفتن که برام یه دنیا ارزش داشت و اشک شوق رو به چشمام آورد. از هر دوتون ممنونم. امیدوارم همونطور که دل منو شاد کردید خدا دلتونو شاد کنه.

یه دوست بهم گفت چقدر خوشحال کردنت آسونه و چقدر دل نازکی. واقعاً لذتی بالاتر از این هست که تو این همه گرفتاری دوست و فامیل تولدمو یادشون باشه و تبریک بگن؟

عصر با همکارا 6نفری جلوی شرکت با لباس فرم تو پراید هدیه چپیدیم و رفتیم یه کافی شاپ داغون که نزدیک شرکته و یه چیزی خوردیم. خیلی خوب بود. بعدشم خونه و خواهرم و شوهرش اومدن و شام دلمه مامانو خوردیم و بعدش کیک. کادو هم گرفتم ولی از ته دل میگم همین که یادشون بود برام کافی بود. خدایا شکرت

البته همکار گرامی هم صبح حالمو به ناحق گرفت و منم رفتم باهاش صحبت کنم و گفتم سوئ تفاهم شده ولی اونقدر عصبی و غیر منطقی بود که منم ناچار شدم رفتار زشت و گذشت خودمو به رخش بکشم.متوجه شدم خانوم سمت شغلیش پایین خورده و همه هم حق رو به من میدن. خیلی لحنش بی ادبانه و دستوریه و همه کاراش اعم از کپی رو که تو یه طبقه دیگست میده به من. تو فکرم برم درخواست کنم شرح وظایفم رو مشخص کنند.

اون یکی همکارمم شرمندم کرد و برام کادو گرفته بود. خیلی خجالت کشیدم چون اون تولدش 10 خرداد بود و من تازه رفته بودم و تو اون یکی واحد بودم و شناختی نداشتم و گفتم چون تولد من نزدیکه ممکنه اونم معذب شه.

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 0:13 قبل از ظهر ] [ فندقي ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اين وبلاگ هديه روزه تولدمه.دوست دارم در كنار هم غم و شاديمونو تقسيم كنيم و به هم كمك كنيم.
اسممو گذاشتم فندق چون يكي از اسمايي بود كه بابام صدام ميكرد و ديگه نيست تا لوسم كنه و صدام كنه.
لطفاً اگه لينك ميكنيد بهم بگيد.دوست دارم دوستامو بشناسم.
به نظرات بي آدرس و نشونه جواب نميدم.
26 خرداد روز تولده پرنسسه عزيزمه كه اين وبلاگو ساخته و 1تير روزه تولدم به من هديه داد
ايميل و آي دي ياهوم fandogh.khanom@yahoo.com
امکانات وب